خلوتی با صفی علیشاه
۱۳۳- آیه ۲۵۹
۲- سوره البقره
❧
هوَ الحَبیببه نام آنکه جان را فکرت آموخت
❧❦
۱
أَوْ کَالَّذِی مَرَّ عَلیٰ قَرْیَةٍ وَ هِیَ خٰاوِیَةٌ عَلیٰ عُرُوشِهٰا قٰالَ أَنّٰی یُحْیِی هٰذِهِ اَللّٰهُ بَعْدَ مَوْتِهٰا فَأَمٰاتَهُ اَللّٰهُ مِائَةَ عٰامٍ ثُمَّ بَعَثَهُ قٰالَ کَمْ لَبِثْتَ قٰالَ لَبِثْتُ یَوْماً أَوْ بَعْضَ یَوْمٍ قٰالَ بَلْ لَبِثْتَ مِائَةَ عٰامٍ فَانْظُرْ إِلیٰ طَعٰامِکَ وَ شَرٰابِکَ لَمْ یَتَسَنَّهْ وَ اُنْظُرْ إِلیٰ حِمٰارِکَ وَ لِنَجْعَلَکَ آیَةً لِلنّٰاسِ وَ اُنْظُرْ إِلَی اَلْعِظٰامِ کَیْفَ نُنْشِزُهٰا ثُمَّ نَکْسُوهٰا لَحْماً فَلَمّٰا تَبَیَّنَ لَهُ قٰالَ أَعْلَمُ أَنَّ اَللّٰهَ عَلیٰ کُلِّ شَیْءٍ قَدِیرٌ (۲۵۹)
۲
یا چون آنکه گذشت بر دهی و آن افتاده بود بر سقفهایش گفت چگونه زنده کند این را خدا پس از مرگش پس میرانیدش خدا صد سال پس زنده کردش گفت چند درنگ کردی گفت درنگ کردم یک روز یا برخی از روز گفت بلکه درنگ کردی صد سال پس بنگر بخوردنی خود و آشامیدنی خود که بوی نگردانید و بنگر بدراز گوشت و تا بگردانیم ترا نشانه برای مردمان و بنگر باستخوانها که چگونه از جای برداریمش پس بپوشانیمش گوشت پس چون روشن شد مر او را گفت میدانم که خدا بر همه چیزی تواناست (۲۵۹)
۳
یا چو آن کز قریه ای بگذشت بازسقفها را دید دور از برگ و ساز
۴
خانه ها مخروب و ویران سقف و دروز نفوس خلق خالی بوم و بر
صفحهٔ ۱ از ۶