شعر را زندگی کن
خلوتی با صفی علیشاه

۴۹- آیات ۱۵۲ تا ۱۵۴

۳- سوره آل عمران

❧
هوَ الحَبیببه نام آن‌که جان را فکرت آموخت
❧
❦
۱
وَ لَقَدْ صَدَقَکُمُ اَللّٰهُ وَعْدَهُ إِذْ تَحُسُّونَهُمْ بِإِذْنِهِ حَتّٰی إِذٰا فَشِلْتُمْ وَ تَنٰازَعْتُمْ فِی اَلْأَمْرِ وَ عَصَیْتُمْ مِنْ بَعْدِ مٰا أَرٰاکُمْ مٰا تُحِبُّونَ مِنْکُمْ مَنْ یُرِیدُ اَلدُّنْیٰا وَ مِنْکُمْ مَنْ یُرِیدُ اَلْآخِرَةَ ثُمَّ صَرَفَکُمْ عَنْهُمْ لِیَبْتَلِیَکُمْ وَ لَقَدْ عَفٰا عَنْکُمْ وَ اَللّٰهُ ذُو فَضْلٍ عَلَی اَلْمُؤْمِنِینَ (۱۵۲) إِذْ تُصْعِدُونَ وَ لاٰ تَلْوُونَ عَلیٰ أَحَدٍ وَ اَلرَّسُولُ یَدْعُوکُمْ فِی أُخْرٰاکُمْ فَأَثٰابَکُمْ غَمًّا بِغَمٍّ لِکَیْلاٰ تَحْزَنُوا عَلیٰ مٰا فٰاتَکُمْ وَ لاٰ مٰا أَصٰابَکُمْ وَ اَللّٰهُ خَبِیرٌ بِمٰا تَعْمَلُونَ (۱۵۳) ثُمَّ أَنْزَلَ عَلَیْکُمْ مِنْ بَعْدِ اَلْغَمِّ أَمَنَةً نُعٰاساً یَغْشیٰ طٰائِفَةً مِنْکُمْ وَ طٰائِفَةٌ قَدْ أَهَمَّتْهُمْ أَنْفُسُهُمْ یَظُنُّونَ بِاللّٰهِ غَیْرَ اَلْحَقِّ ظَنَّ اَلْجٰاهِلِیَّةِ یَقُولُونَ هَلْ لَنٰا مِنَ اَلْأَمْرِ مِنْ شَیْ‌ءٍ قُلْ إِنَّ اَلْأَمْرَ کُلَّهُ لِلّٰهِ یُخْفُونَ فِی أَنْفُسِهِمْ مٰا لاٰ یُبْدُونَ لَکَ یَقُولُونَ لَوْ کٰانَ لَنٰا مِنَ اَلْأَمْرِ شَیْ‌ءٌ مٰا قُتِلْنٰا هٰاهُنٰا قُلْ لَوْ کُنْتُمْ فِی بُیُوتِکُمْ لَبَرَزَ اَلَّذِینَ کُتِبَ عَلَیْهِمُ اَلْقَتْلُ إِلیٰ مَضٰاجِعِهِمْ وَ لِیَبْتَلِیَ اَللّٰهُ مٰا فِی صُدُورِکُمْ وَ لِیُمَحِّصَ مٰا فِی قُلُوبِکُمْ وَ اَللّٰهُ عَلِیمٌ بِذٰاتِ اَلصُّدُورِ (۱۵۴)
۲
و بدرستی که راست کرد با شما خدا وعده خود را چون چابک می‌کند آنها را باذنش تا چون بد دلی کردید و منازعه کردید در امر و نافرمانی کردید پس از آنکه نمود به شما آنچه دوست داشتید از شما کیست که می‌خواهد دنیا را و از شما کیست که می‌خواهد آخرت را پس گردانید شما را از ایشان تا بیازماید شما را و به درستی که عفو کرد از شما و خداست صاحب فضل بر گروندگان (۱۵۲) هنگامی که دور می‌رفتند و نمی‌ایستادید بر احدی و رسول می‌خواند شما را در عقبتان پس جزا داد شما را غمی بغمی تا اندوهگین نشوید بر آنچه فوت شد از شما و نه آنچه رسید شما را و خدا آن‌گاه است بآنچه می‌کنید (۱۵۳) پس فرو فرستاد بر شما پس از غم ایمنی پینکی که فرو می‌گرفت طایفۀ را از شما و طایفۀ که بحقیقت بغم انداخته بود ایشان را خودشان گمان می‌بردند بخدا غیر حق را گمان جاهلیت می‌گفتند آیا مر ما را از امر چیزی بگو بدرستی که امر همۀ آن مر خدا راست پنهان می‌دارند در نفسهاشان آنچه را آشکار نمی‌کنند از برای تو می‌گویند اگر بودی مر ما را از امر چیزی کشته نمی‌شدیم در اینجا بگو اگر بودید در خانه‌هاتان هر آینه می‌آمدند آنان که نوشته شده بود بر ایشان قتل تا کشتن‌گاهشان و تا بیازماید خدا آنچه را در سینه‌های شماست و تا خالص گرداند آنچه در دلهای شماست و خدا داناست بذات سینه‌ها (۱۵۴)
۳
بر شما حق وعدة خود کرد راستچون کنید امدادشان که اذن خداست
۴
پس شما بَد دل شدید اعنی جبونمنهزم گشتید از اعدای دون
صفحهٔ ۱ از ۱۰
در حال بازیابی جای مطالعه…متن شعر در گنجور
خلوت سه‌گاهسه‌تار · Leyth