شعر را زندگی کن
خلوتی با صفی علیشاه

۱۲- آیات ۱۰۳ تا ۱۱۸

۷- سوره الاعراف

❧
هوَ الحَبیببه نام آن‌که جان را فکرت آموخت
❧
❦
۱
ثُمَّ بَعَثْنٰا مِنْ بَعْدِهِمْ مُوسیٰ بِآیٰاتِنٰا إِلیٰ فِرْعَوْنَ وَ مَلاَئِهِ فَظَلَمُوا بِهٰا فَانْظُرْ کَیْفَ کٰانَ عٰاقِبَةُ اَلْمُفْسِدِینَ (۱۰۳) وَ قٰالَ مُوسیٰ یٰا فِرْعَوْنُ إِنِّی رَسُولٌ مِنْ رَبِّ اَلْعٰالَمِینَ (۱۰۴) حَقِیقٌ عَلیٰ أَنْ لاٰ أَقُولَ عَلَی اَللّٰهِ إِلاَّ اَلْحَقَّ قَدْ جِئْتُکُمْ بِبَیِّنَةٍ مِنْ رَبِّکُمْ فَأَرْسِلْ مَعِیَ بَنِی إِسْرٰائِیلَ (۱۰۵) قٰالَ إِنْ کُنْتَ جِئْتَ بِآیَةٍ فَأْتِ بِهٰا إِنْ کُنْتَ مِنَ اَلصّٰادِقِینَ (۱۰۶) فَأَلْقیٰ عَصٰاهُ فَإِذٰا هِیَ ثُعْبٰانٌ مُبِینٌ (۱۰۷) وَ نَزَعَ یَدَهُ فَإِذٰا هِیَ بَیْضٰاءُ لِلنّٰاظِرِینَ (۱۰۸) قٰالَ اَلْمَلَأُ مِنْ قَوْمِ فِرْعَوْنَ إِنَّ هٰذٰا لَسٰاحِرٌ عَلِیمٌ (۱۰۹) یُرِیدُ أَنْ یُخْرِجَکُمْ مِنْ أَرْضِکُمْ فَمٰا ذٰا تَأْمُرُونَ (۱۱۰) قٰالُوا أَرْجِهْ وَ أَخٰاهُ وَ أَرْسِلْ فِی اَلْمَدٰائِنِ حٰاشِرِینَ (۱۱۱) یَأْتُوکَ بِکُلِّ سٰاحِرٍ عَلِیمٍ (۱۱۲) وَ جٰاءَ اَلسَّحَرَةُ فِرْعَوْنَ قٰالُوا إِنَّ لَنٰا لَأَجْراً إِنْ کُنّٰا نَحْنُ اَلْغٰالِبِینَ (۱۱۳) قٰالَ نَعَمْ وَ إِنَّکُمْ لَمِنَ اَلْمُقَرَّبِینَ (۱۱۴) قٰالُوا یٰا مُوسیٰ إِمّٰا أَنْ تُلْقِیَ وَ إِمّٰا أَنْ نَکُونَ‌ نَحْنُ اَلْمُلْقِینَ (۱۱۵) قٰالَ أَلْقُوا فَلَمّٰا أَلْقَوْا سَحَرُوا أَعْیُنَ اَلنّٰاسِ وَ اِسْتَرْهَبُوهُمْ وَ جٰاؤُ بِسِحْرٍ عَظِیمٍ (۱۱۶) وَ أَوْحَیْنٰا إِلیٰ مُوسیٰ أَنْ أَلْقِ عَصٰاکَ فَإِذٰا هِیَ تَلْقَفُ مٰا یَأْفِکُونَ (۱۱۷) فَوَقَعَ اَلْحَقُّ وَ بَطَلَ مٰا کٰانُوا یَعْمَلُونَ (۱۱۸)
۲
پس برانگیختم از پس ایشان موسی را بآیتهای ما بسوی فرعونی و جماعتش پس ستم کردند بآن پس بنگر چگونه بود سرانجام کار فسادکنندگان (۱۰۳) و گفت موسی ای فرعون به درستی که من رسولی‌ام از پروردگار جهانیان (۱۰۴) سزاوار بر آنکه نگویم بر خدا مگر حق بتحقیق آمده‌ام شما را به بینه از پروردگارتان پس بفرست با من بنی اسرائیل را (۱۰۵) گفت اگر هستی تو که آمده‌ای بآیتی پس بیاور آن را اگر هستی از راستگویان (۱۰۶) پس انداخت عصای خود را پس آن‌گاه اژدهایی شد هویدا (۱۰۷) و بیرون کرد دستش را پس آن‌گاه آن نورانی بود مر نگرندگان را (۱۰۸) گفتند جمعی از قوم فرعون به درستی که این هر آینه جادوگریست دانا (۱۰۹) می‌خواهد که بیرون کند شما را از زمینتان پس چه می‌فرمائید (۱۱۰) گفتند بازدار او و برادرش را و بفرست در شهرها جمع‌آورندگان را (۱۱۱) که بیارند تو را هر جادوگر دانایی (۱۱۲) و آمدند ساحران فرعون را گفتند به درستی که هر آینه باشد از برای ما مزدی اگر باشیم ما غالبان (۱۱۳) گفت آری و به درستی که شما هر آینه از مقربانید (۱۱۴) گفتند ای موسی یا اینست که می‌اندازی یا آنکه باشیم ما اندازندگان (۱۱۵) گفت بیندازید پس چون انداختند جادویی کردند چشمهای مردمان را و ترسانیدند ایشان را و آوردند سحری بزرگ (۱۱۶) و وحی کردیم ما بموسی که بینداز عصایت را پس همان دم آن فرو می‌برد آنچه می‌نمودند بدروغ (۱۱۷) پس ثابت شد حق و باطل آنچه بودند می‌کردند (۱۱۸) (در بیان ذکر حضرت موسی
۳
« علی نبینا و آله علیه السلام »
۴
گفت در قرآن خداوند کریمما فرستادیم موسیِ کلیم
صفحهٔ ۱ از ۲۹
در حال بازیابی جای مطالعه…متن شعر در گنجور
خلوت سه‌گاهسه‌تار · Leyth