شعر را زندگی کن
خلوتی با صفی علیشاه

۱۲- آیات ۹۱ تا ۹۵

۱۱- سوره هود

❧
هوَ الحَبیببه نام آن‌که جان را فکرت آموخت
❧
❦
۱
قٰالُوا یٰا شُعَیْبُ مٰا نَفْقَهُ کَثِیراً مِمّٰا تَقُولُ وَ إِنّٰا لَنَرٰاکَ فِینٰا ضَعِیفاً وَ لَوْ لاٰ رَهْطُکَ لَرَجَمْنٰاکَ وَ مٰا أَنْتَ عَلَیْنٰا بِعَزِیزٍ (۹۱) قٰالَ یٰا قَوْمِ أَ رَهْطِی أَعَزُّ عَلَیْکُمْ مِنَ اَللّٰهِ وَ اِتَّخَذْتُمُوهُ وَرٰاءَکُمْ ظِهْرِیًّا إِنَّ رَبِّی بِمٰا تَعْمَلُونَ مُحِیطٌ (۹۲) وَ یٰا قَوْمِ اِعْمَلُوا عَلیٰ مَکٰانَتِکُمْ إِنِّی عٰامِلٌ سَوْفَ تَعْلَمُونَ مَنْ یَأْتِیهِ عَذٰابٌ یُخْزِیهِ وَ مَنْ هُوَ کٰاذِبٌ وَ اِرْتَقِبُوا إِنِّی مَعَکُمْ رَقِیبٌ (۹۳) وَ لَمّٰا جٰاءَ أَمْرُنٰا نَجَّیْنٰا شُعَیْباً وَ اَلَّذِینَ آمَنُوا مَعَهُ بِرَحْمَةٍ مِنّٰا وَ أَخَذَتِ اَلَّذِینَ ظَلَمُوا اَلصَّیْحَةُ فَأَصْبَحُوا فِی دِیٰارِهِمْ جٰاثِمِینَ (۹۴) کَأَنْ لَمْ یَغْنَوْا فِیهٰا أَلاٰ بُعْداً لِمَدْیَنَ کَمٰا بَعِدَتْ ثَمُودُ (۹۵)
۲
گفتند ای شعیب نمی‌یابیم بسیاری را از آنچه می‌گویی و بدرستی که ما هر آینه می‌بینیم ترا در میان خود ناتوان و اگر نبود رعایت جماعت تو هر آینه سنگسار می‌کردیم ترا و نیستی تو بر ما غالب (۹۱) گفت ای قوم آیا جماعت من عزیزترند بر شما از خدا و گرفتید آن را از قفاتان پس پشت افتاده بدرستی که پروردگار من بآنچه می‌کنید فرا رسنده است (۹۲) و ای قوم بکنید بر تواناییتان بدرستی که من کننده‌ام زود باشد که بدانید که کیست که می‌آید او را عذابی که رسوا کند او را و کیست که او دروغگوست و چشم در راه باشید که من با شما چشم در راهم (۹۳) و چون آمد امرها رهانیدیم شعیب را و آنان که گرویدند با او برحمتی از ما و گرفت آنان را که ستم کردند فریاد مهلک پس گردیدند در خانه‌هاشان برجای‌ماندگان (۹۴) که گویا اقامت نداشتند در آنها آگاه باشید هلاک مر مدین را هم چنان که هلاک شد ثمود (۹۵)
۳
قوم گفتند ای شعیب البته نیستفهم بسیاری ز گفتارت که چیست
۴
ما تو را بینیم اندر خود ضعیفزآن نباشیمت به آزردن حریف
صفحهٔ ۱ از ۶
در حال بازیابی جای مطالعه…متن شعر در گنجور
خلوت سه‌گاهسه‌تار · Leyth