شعر را زندگی کن
خلوتی با صفی علیشاه

۶- آیات ۴۱ تا ۵۰

۱۹- سوره مریم

❧
هوَ الحَبیببه نام آن‌که جان را فکرت آموخت
❧
❦
۱
وَ اُذْکُرْ فِی اَلْکِتٰابِ إِبْرٰاهِیمَ إِنَّهُ کٰانَ صِدِّیقاً نَبِیًّا (۴۱) إِذْ قٰالَ لِأَبِیهِ یٰا أَبَتِ لِمَ تَعْبُدُ مٰا لاٰ یَسْمَعُ وَ لاٰ یُبْصِرُ وَ لاٰ یُغْنِی عَنْکَ شَیْئاً (۴۲) یٰا أَبَتِ إِنِّی قَدْ جٰاءَنِی مِنَ اَلْعِلْمِ مٰا لَمْ یَأْتِکَ فَاتَّبِعْنِی أَهْدِکَ‌ صِرٰاطاً سَوِیًّا (۴۳) یٰا أَبَتِ لاٰ تَعْبُدِ اَلشَّیْطٰانَ إِنَّ اَلشَّیْطٰانَ کٰانَ لِلرَّحْمٰنِ عَصِیًّا (۴۴) یٰا أَبَتِ إِنِّی أَخٰافُ أَنْ یَمَسَّکَ عَذٰابٌ مِنَ اَلرَّحْمٰنِ فَتَکُونَ لِلشَّیْطٰانِ وَلِیًّا (۴۵) قٰالَ أَ رٰاغِبٌ أَنْتَ عَنْ آلِهَتِی یٰا إِبْرٰاهِیمُ لَئِنْ لَمْ تَنْتَهِ لَأَرْجُمَنَّکَ وَ اُهْجُرْنِی مَلِیًّا (۴۶) قٰالَ سَلاٰمٌ عَلَیْکَ سَأَسْتَغْفِرُ لَکَ رَبِّی إِنَّهُ کٰانَ بِی حَفِیًّا (۴۷) وَ أَعْتَزِلُکُمْ وَ مٰا تَدْعُونَ مِنْ دُونِ اَللّٰهِ وَ أَدْعُوا رَبِّی عَسیٰ أَلاّٰ أَکُونَ بِدُعٰاءِ رَبِّی شَقِیًّا (۴۸) فَلَمَّا اِعْتَزَلَهُمْ وَ مٰا یَعْبُدُونَ مِنْ دُونِ اَللّٰهِ وَهَبْنٰا لَهُ إِسْحٰاقَ وَ یَعْقُوبَ وَ کُلاًّ جَعَلْنٰا نَبِیًّا (۴۹) وَ وَهَبْنٰا لَهُمْ مِنْ رَحْمَتِنٰا وَ جَعَلْنٰا لَهُمْ لِسٰانَ صِدْقٍ عَلِیًّا (۵۰)
۲
و یاد کن در کتاب ابراهیم را بدرستی که او بود راستگوی پیغمبر (۴۱) چون گفت مر پدر خود را ای پدر من چرا می‌پرستی آنچه نمی‌شنود و نمی‌بیند و کفایت نمی‌کند از تو چیزی را (۴۲) ای پدر من بدرستی که آمد مرا از دانش آنچه نیامد تو را پس پیروی کن مرا تا هدایت کنم را براه راست (۴۳) ای پدر من مپرست دیو رجیم را بدرستی که شیطان باشد مر خدای بخشاینده را نافرمان (۴۴) ای پدر من بدرستی که من می‌ترسم که مس کند ترا عذابی از خدای بخشنده پس باشی مر شیطان را قرین (۴۵) گفت آیا روی گرداننده‌ای از خدایان من ای ابراهیم هر آینه اگر باز نه‌ایستی هر آینه سنگسار کنم ترا و دوری کن از من مدتی مدید (۴۶) گفت سلام وداع بر تو بزودی آمرزش می‌خواهم برای تو از پروردگارم بدرستی که او باشد بمن مهربان (۴۷) و کناره می‌کنم از شما و آنچه می‌خوانید از جز خدا و می‌خواهم پروردگارم را شاید نبرده باشم بخواندن پروردگارم بدبخت (۴۸) بس چون کناره گزید از ایشان و آنچه می‌پرستیدند از جز خدا بخشیدیم مرا اسحق و یعقوب و همه را گردانیدیم پیغمبر (۴۹) و بخشیدیم مر ایشان را از رحمت خود و گردانیدیم برای ایشان زبان راستی که بلند است (۵۰)
۳
کن ز ابراهیم یاد اندر کتاباو نبی ای بود صادق در خطاب
۴
مر پدر را گفت بپرستی چراآنچه از سمع است و بینایی جدا
صفحهٔ ۱ از ۷
در حال بازیابی جای مطالعه…متن شعر در گنجور
خلوت سه‌گاهسه‌تار · Leyth