شعر را زندگی کن
خلوتی با صفی علیشاه

۴- آیات ۳۶ تا ۴۱

۲۰- سوره طه

❧
هوَ الحَبیببه نام آن‌که جان را فکرت آموخت
❧
❦
۱
قٰالَ قَدْ أُوتِیتَ سُؤْلَکَ یٰا مُوسیٰ (۳۶) وَ لَقَدْ مَنَنّٰا عَلَیْکَ مَرَّةً أُخْریٰ (۳۷) إِذْ أَوْحَیْنٰا إِلیٰ أُمِّکَ مٰا یُوحیٰ (۳۸) أَنِ اِقْذِفِیهِ فِی اَلتّٰابُوتِ فَاقْذِفِیهِ فِی اَلْیَمِّ فَلْیُلْقِهِ اَلْیَمُّ بِالسّٰاحِلِ یَأْخُذْهُ عَدُوٌّ لِی وَ عَدُوٌّ لَهُ وَ أَلْقَیْتُ عَلَیْکَ مَحَبَّةً مِنِّی وَ لِتُصْنَعَ عَلیٰ عَیْنِی (۳۹) إِذْ تَمْشِی أُخْتُکَ فَتَقُولُ هَلْ أَدُلُّکُمْ عَلیٰ مَنْ یَکْفُلُهُ فَرَجَعْنٰاکَ إِلیٰ أُمِّکَ کَیْ تَقَرَّ عَیْنُهٰا وَ لاٰ تَحْزَنَ وَ قَتَلْتَ نَفْساً فَنَجَّیْنٰاکَ مِنَ اَلْغَمِّ وَ فَتَنّٰاکَ فُتُوناً فَلَبِثْتَ سِنِینَ فِی أَهْلِ مَدْیَنَ ثُمَّ جِئْتَ عَلیٰ قَدَرٍ یٰا مُوسیٰ (۴۰) وَ اِصْطَنَعْتُکَ لِنَفْسِی (۴۱)
۲
گفت بدرستی که داده شد خواسته‌ات را ای موسی (۳۶) و بدرستی که منت نهادیم بر تو بار دیگر (۳۷) و هنگامی که وحی فرستادیم بمادرت آنچه وحی فرستاده می‌شود (۳۸) که درآورش در تابوت پس بیندازش در دریا پس باید که بیندازد او را دریا بکنار تا بگیردش دشمنی که مراست و دشمنی که او راست و انداختم بر تو مهری را از خود تا تربیت کرده شوی بر نگهداری من (۳۹) هنگامی که می‌رفت خواهرت پس می‌گفت آیا دلالت کنم شما را بر کسی که کفایت کند او را پس باز گردانیدیم ترا بمادرت تا بیاساید چشمش و اندوهناک نباشد و کشتی تنی را پس رهانیدیم ترا از غم و آزمودیم ترا آزمودنی پس ماندی سالها در اهل مدین پس آمدی بر اندازه ای موسی (۴۰) و گزین کردم ترا برای خودم (۴۱)
۳
قَالَ قَد أوتِیتَ سَؤلَک یا کلیممنّت ما بر تو زین باشد عظیم
۴
آنچه گفتی شد برآورده تمامبر تو زآن منّت نهادیم ای همام
صفحهٔ ۱ از ۱۳
در حال بازیابی جای مطالعه…متن شعر در گنجور
خلوت سه‌گاهسه‌تار · Leyth