شعر را زندگی کن
خلوتی با صفی علیشاه

۱۳- آیات ۹۹ تا ۱۰۷

۲۳- سوره المومنون

❧
هوَ الحَبیببه نام آن‌که جان را فکرت آموخت
❧
❦
۱
حَتّٰی إِذٰا جٰاءَ أَحَدَهُمُ اَلْمَوْتُ قٰالَ رَبِّ اِرْجِعُونِ (۹۹) لَعَلِّی أَعْمَلُ صٰالِحاً فِیمٰا تَرَکْتُ کَلاّٰ إِنَّهٰا کَلِمَةٌ هُوَ قٰائِلُهٰا وَ مِنْ وَرٰائِهِمْ بَرْزَخٌ إِلیٰ یَوْمِ یُبْعَثُونَ (۱۰۰) فَإِذٰا نُفِخَ فِی اَلصُّورِ فَلاٰ أَنْسٰابَ بَیْنَهُمْ یَوْمَئِذٍ وَ لاٰ یَتَسٰاءَلُونَ (۱۰۱) فَمَنْ ثَقُلَتْ مَوٰازِینُهُ فَأُولٰئِکَ هُمُ اَلْمُفْلِحُونَ (۱۰۲) وَ مَنْ خَفَّتْ مَوٰازِینُهُ فَأُولٰئِکَ اَلَّذِینَ خَسِرُوا أَنْفُسَهُمْ فِی جَهَنَّمَ خٰالِدُونَ (۱۰۳) تَلْفَحُ وُجُوهَهُمُ‌ اَلنّٰارُ وَ هُمْ فِیهٰا کٰالِحُونَ (۱۰۴) أَ لَمْ تَکُنْ آیٰاتِی تُتْلیٰ عَلَیْکُمْ فَکُنْتُمْ بِهٰا تُکَذِّبُونَ (۱۰۵) قٰالُوا رَبَّنٰا غَلَبَتْ عَلَیْنٰا شِقْوَتُنٰا وَ کُنّٰا قَوْماً ضٰالِّینَ (۱۰۶) رَبَّنٰا أَخْرِجْنٰا مِنْهٰا فَإِنْ عُدْنٰا فَإِنّٰا ظٰالِمُونَ (۱۰۷)
۲
تا چون آمد احدی از ایشان را مرگ گوید پروردگار من برگردان مرا (۹۹) شاید بکنم من کار خوبی در آنچه وا گذشتم نه چنانست بدرستی که آن کلمه‌ایست که او گوینده آنست و از پیش ایشان حایلی است تا روزی که برانگیخته شوند (۱۰۰) پس چون دمیده شود در صور پس نباشد نسبها میانشان روزی چنین و نپرسند از یکدگر (۱۰۱) پس آنکه سنگین است ترازوهای او پس آن گروه ایشانند رستگاران (۱۰۲) و آنکه سبک است ترازوهای او پس آن گروه آنانند که زیان کردند در نفس‌هاشان در دوزخند جاودانیان (۱۰۳) می‌سوزاند رویهاشان را آتش و ایشان باشند در آن ترش رویان (۱۰۴) آیا نبود آیتهای من که خوانده می‌شد بر شما پس بودید بآنها تکذیب می‌کردید (۱۰۵) گفتند پروردگار ما غالب شد بر ما بدبختی ما و بودیم گروهی گمراهان (۱۰۶) پروردگار ما بیرون آور ما را از آن پس اگر عود کنیم پس بدرستی که ما بسیار ستم کردیم (۱۰۷)
۳
تا به هنگامی که خود بی زاد و برگبر یکی ز ایشان رسد ناچار مرگ
۴
گوید از حسرت که ای پروردگاردر جهانم بازگردان ز اختیار
صفحهٔ ۱ از ۵
در حال بازیابی جای مطالعه…متن شعر در گنجور
خلوت سه‌گاهسه‌تار · Leyth