شعر را زندگی کن
خلوتی با صفی علیشاه

۱۰- آیات ۳۶ تا ۳۷

۲۸- سوره القصص

❧
هوَ الحَبیببه نام آن‌که جان را فکرت آموخت
❧
❦
۱
فَلَمّٰا جٰاءَهُمْ مُوسیٰ بِآیٰاتِنٰا بَیِّنٰاتٍ قٰالُوا مٰا هٰذٰا إِلاّٰ سِحْرٌ مُفْتَریً وَ مٰا سَمِعْنٰا بِهٰذٰا فِی آبٰائِنَا اَلْأَوَّلِینَ (۳۶) وَ قٰالَ مُوسیٰ رَبِّی أَعْلَمُ بِمَنْ جٰاءَ بِالْهُدیٰ مِنْ عِنْدِهِ وَ مَنْ تَکُونُ لَهُ عٰاقِبَةُ اَلدّٰارِ إِنَّهُ لاٰ یُفْلِحُ اَلظّٰالِمُونَ (۳۷)
۲
پس چون آمد ایشان را موسی بآیتهای ما که روشن بودند گفتند نیست این مگر جادویی بر بافته شده و نشنیدیم این را در پدرانمان که پیشینیانند (۳۶) و گفت موسی پروردگار من داناتر است بکسی که آمد بهدایت از نزدش و کسی که باشد مر او را عاقبت آن سرای بدرستی که رستگار نشوند ستمکاران (۳۷)
۳
پس چو با آیات بیّن سویشانشد کلیم اندر به شهر و کویشان
۴
نیست این گفتند از نایافتهغیر جادویی به هم بربافته
صفحهٔ ۱ از ۳
در حال بازیابی جای مطالعه…متن شعر در گنجور
خلوت سه‌گاهسه‌تار · Leyth