شعر را زندگی کن
خلوتی با غنی کشمیری

شمارهٔ ۹

غزلیات

❧
هوَ الحَبیببه نام آن‌که جان را فکرت آموخت
❧
❦
۱
چشم ما روشن شد از خاک در میخانه‌هاریختند از سرمه گویا رنگ این کاشانه‌ها
۲
سعی بهر راحت همسایگان کردن خوش استبشنود گوش از برای خواب چشم افسانه‌ها
۳
بر هم از سرگرمی ما خورد بزم می‌کشانآتشی گشتیم و افتادیم در میخانه‌ها
۴
در شب زلف تو خواب خوش نصیبم کی شودخار می‌روید ز پهلویم به سان شانه‌ها
صفحهٔ ۱ از ۳
در حال بازیابی جای مطالعه…متن شعر در گنجور
خلوت سه‌گاهسه‌تار · Leyth