خلوتی با سعدی
شمارهٔ ۲
خبیثات
❧
هوَ الحَبیببه نام آنکه جان را فکرت آموخت
❧❦
۱
گیسوی عنبرینهٔ گردن تمام بوددلبند مُشکبوی چه محتاج لادن است؟
۲
امشب نه وقتِ بوی نگار است و رنگ عشقهنگام عَیش و خنده و بازی و گادَن است
۳
بر نِه حکایتِ سرِ دَورانِ روزگارای ماه مهربان! که گهِ برنهادن است
۴
آخر زکوٰة رَیعِ جوانی نمیدهی؟درویش مستحق، تو را وقتِ دادن است
صفحهٔ ۱ از ۲