شعر را زندگی کن
خلوتی با سعدی

شمارهٔ ۴۶

خبیثات

❧
هوَ الحَبیببه نام آن‌که جان را فکرت آموخت
❧
❦
۱
می‌رفت و هزار دیده با اوهمچون شکری لبی و پوزی
۲
‌باز آمد و عارضش دمیده‌مانند شبی به روی روزی
۳
‌چندان که نشاط کرد و بازی‌در من اثری ندید و سوزی
۴
‌گفتا شکرم بیار و بادام‌گفتم نخرم سرت به گوزی
صفحهٔ ۱ از ۲
در حال بازیابی جای مطالعه…متن شعر در گنجور
خلوت سه‌گاهسه‌تار · Leyth