شعر را زندگی کن
خلوتی با سعدی

المجلس الثالث

المجالس فی الهزل و المطایبات

❧
هوَ الحَبیببه نام آن‌که جان را فکرت آموخت
❧
❦
۱
چنین می‌فرماید صاحب السّیف و الفرَس و الحِنطت و العَدَس و الرُّمح و التَّرَس و البطّ والکرکس برقُ الدّین، رعدُ الاسلام و المسلمین، کاشف الآن و الاین، مُحبّ الشیاطین، قاطعُ الطَّبخ، رُهبان الدَّیر و قلیل الخَیر، نهنگ البحر، پلنگ الجَبَل، دوربین الشرق و الغرب، سفره پرداز عراق و خراسان، طوفان‌الزّمان که هر که گرد طاس و هر چه سپید کرباس و هر چه سیاه پلاس ایها النّاس بترک و بیاماس، بادرو الَیل و النهار و البر و البحار و البَربَط و القمار یا اخوانی فحلا فحلا بینک الصبیان و هکذا فعل الزمان فَعَلَیکُم با التراق علی الحَمدان وصیکم یا احباء الشیطان بترک الصلوة و دُخول ِ الخَرابات و اعمَلو اللّواطاتِ قَبلَ اَن یأتی عَلَیکم مَلَک المَوت السلام یأخُذُ مِنکُم جان فَاِنّی لَکُم ناصِحٌ اَمینٌ کَما قالَ قائلُ الاِباحة راحة و المنع الکفر السراویل حجاب و البزاق بدعة. همه پای‌ها برداریم و دست‌ها بفشاریم و بگوییم یا رب این دعا را به خانمان و فرزندان مجلسیان برسان.
۲
اَخبرنا شیخ النَّجدی علیه اللعنة بِاِسناده السَّقیم عَن اِبلیس اَنَّه اَفا کان نصف اللیل یصعد علی جَبَل دماوند و یقول یا مَعشَرَ الرجال و اهلَ الوبال قوموا قبال المَوت و اقتُلوا قَبل الفوت. خبری نادرست و اسنادی سست از شیخ فاجران ابلیس لعنة الله علیه که چون نیم‌شبی بگذرد و دردسر خمار به پایان آید و مجلس آزادگان به آخر رسد، آن ملعون مطرود بدبخت دوزخی ابلیس به کوه دماوند برآید، طبلی از پوست سگ و دوالی از سیرُم ایل بیاورد و آن دوال بر آن طبل زدن گیرد، هر کجا از شرق تا غرب عالم حمدانی است، چون سندان گردد و ابوالعباس چون هرماس در زیر جلبات کف انداختن گیرد و اگر چنان باشد که بیچارة درمانده‌ای باشد، دست وفاق به گردن اشتیاق او درآورد و در زمان دُرج دهن او به حرکت و این بیت را کار فرماید:
۳
فرمان اتابک است هان ای خاتون‌آری صنما که زود برگردان کون
۴
برگردان کون و زود برگردان کون‌احسنت ای کون و شاد باش ای کس و کون‌
صفحهٔ ۱ از ۵
در حال بازیابی جای مطالعه…متن شعر در گنجور
خلوت سه‌گاهسه‌تار · Leyth