شعر را زندگی کن
خلوتی با شهریار

غزل شمارهٔ ۱۶۱ - عشق پیری

گزیدهٔ غزلیات

❧
هوَ الحَبیببه نام آن‌که جان را فکرت آموخت
❧
❦
۱
مژه سوزن رفویی، نخی از شکنج موییکه زنی به پاره‌های دلم ای پری رفویی
۲
به عزای لاله‌ها و به خزان آرزوهاچه شد ای بهار لاله که شنیدم از تو بویی
۳
دگر آبگینهٔ دل دو سه ریزه خرده شیشه‌ستبه چه چشمی و چراغی بشناسم از تو رویی
۴
شب آخر وداعت چه غراب غم که می‌گفتسحر این یکی به سویی رود آن دگر به سویی
صفحهٔ ۱ از ۴
در حال بازیابی جای مطالعه…متن شعر در گنجور
خلوت سه‌گاهسه‌تار · Leyth