خلوتی با صفی علیشاه
۲- آیات ۶ تا ۷
۳۱- سوره لقمان
❧
هوَ الحَبیببه نام آنکه جان را فکرت آموخت
❧❦
۱
وَ مِنَ اَلنّٰاسِ مَنْ یَشْتَرِی لَهْوَ اَلْحَدِیثِ لِیُضِلَّ عَنْ سَبِیلِ اَللّٰهِ بِغَیْرِ عِلْمٍ وَ یَتَّخِذَهٰا هُزُواً أُولٰئِکَ لَهُمْ عَذٰابٌ مُهِینٌ (۶) وَ إِذٰا تُتْلیٰ عَلَیْهِ آیٰاتُنٰا وَلّٰی مُسْتَکْبِراً کَأَنْ لَمْ یَسْمَعْهٰا کَأَنَّ فِی أُذُنَیْهِ وَقْراً فَبَشِّرْهُ بِعَذٰابٍ أَلِیمٍ (۷)
۲
و از مردمان کس هست که میخرد هزل کلام را تا گم گرداند از راه خدا بدون علمی و بگیرد آن را با استهزا آنها مر ایشانراست عذابی خوارکننده (۶) و چون خوانده شود بر او آیتهای ما روی گرداند تکبرکنان گویا که نشنید آن را گویا که در گوشش کرانیست پس مژده ده او را بعذابی پر درد (۷)
۳
« در بیان آوردن نضر ابن حارث داستان رستم و اسفندیار را از ایران و خواندن در مجلس »
۴
گفته کلبی، نضر حارث رفته بوددر عجم بهر تجارتها و سود
صفحهٔ ۱ از ۷