شعر را زندگی کن
خلوتی با صفی علیشاه

۱۰- آیات ۴۸ تا ۶۴

۳۸- سوره ص

❧
هوَ الحَبیببه نام آن‌که جان را فکرت آموخت
❧
❦
۱
وَ اُذْکُرْ إِسْمٰاعِیلَ وَ اَلْیَسَعَ وَ ذَا اَلْکِفْلِ وَ کُلٌّ مِنَ اَلْأَخْیٰارِ (۴۸) هٰذٰا ذِکْرٌ وَ إِنَّ لِلْمُتَّقِینَ لَحُسْنَ مَآبٍ (۴۹) جَنّٰاتِ عَدْنٍ مُفَتَّحَةً لَهُمُ اَلْأَبْوٰابُ (۵۰) مُتَّکِئِینَ فِیهٰا یَدْعُونَ فِیهٰا بِفٰاکِهَةٍ کَثِیرَةٍ وَ شَرٰابٍ (۵۱) وَ عِنْدَهُمْ قٰاصِرٰاتُ اَلطَّرْفِ أَتْرٰابٌ (۵۲) هٰذٰا مٰا تُوعَدُونَ لِیَوْمِ اَلْحِسٰابِ (۵۳) إِنَّ هٰذٰا لَرِزْقُنٰا مٰا لَهُ مِنْ نَفٰادٍ (۵۴) هٰذٰا وَ إِنَّ لِلطّٰاغِینَ لَشَرَّ مَآبٍ (۵۵) جَهَنَّمَ یَصْلَوْنَهٰا فَبِئْسَ اَلْمِهٰادُ (۵۶) هٰذٰا فَلْیَذُوقُوهُ حَمِیمٌ وَ غَسّٰاقٌ (۵۷) وَ آخَرُ مِنْ شَکْلِهِ أَزْوٰاجٌ (۵۸) هٰذٰا فَوْجٌ مُقْتَحِمٌ مَعَکُمْ لاٰ مَرْحَباً بِهِمْ إِنَّهُمْ صٰالُوا اَلنّٰارِ (۵۹) قٰالُوا بَلْ أَنْتُمْ لاٰ مَرْحَباً بِکُمْ أَنْتُمْ قَدَّمْتُمُوهُ لَنٰا فَبِئْسَ اَلْقَرٰارُ (۶۰) قٰالُوا رَبَّنٰا مَنْ قَدَّمَ لَنٰا هٰذٰا فَزِدْهُ عَذٰاباً ضِعْفاً فِی اَلنّٰارِ (۶۱) وَ قٰالُوا مٰا لَنٰا لاٰ نَریٰ رِجٰالاً کُنّٰا نَعُدُّهُمْ مِنَ اَلْأَشْرٰارِ (۶۲) أَتَّخَذْنٰاهُمْ سِخْرِیًّا أَمْ زٰاغَتْ عَنْهُمُ اَلْأَبْصٰارُ (۶۳) إِنَّ ذٰلِکَ لَحَقٌّ تَخٰاصُمُ أَهْلِ اَلنّٰارِ (۶۴)
۲
و یاد کن اسماعیل و الیسع و ذو الکفل را و همه از نیکانند (۴۸) این ذکریست و بدرستی که برای پرهیزکارانست هر آینه خوبی بازگشت (۴۹) بهشتهای جای اقامت دایم گشاده شده برای ایشان درها (۵۰) تکیه‌زنندگان در آنها می‌خواهند در آنها میوۀ بسیار و شراب را (۵۱) و نزد ایشانست زنان فرو هشته چشم هم سن (۵۲) اینست آنچه وعده داده می‌شدید برای روز شمار (۵۳) بدرستی که اینست هر آینه روزی ما نیست مر آن را هیچ بآخر رسیدنی (۵۴) اینست و بدرستی که از برای زیاده روان در عصیانست بدی بازگشت (۵۵) دوزخست که داخل می‌شوند در آن پس بد بستریست (۵۶) اینست پس باید که بچشند آن را آب جوشانست و چرک جراحت (۵۷) و دیگری از مثل او که اصنافست (۵۸) آن جمعیست انبوه داخل کرده شده با شما خوش مباد ایشان را که ایشانند در آیندگان در آتش (۵۹) گفتند بلکه شمائید مباد مرحبا شما را شما پیش فرستادید آن را برای ما پس بد قرارگاهیست (۶۰) گفتند پروردگار ما کسی که پیش فرستاد برای ما این را پس زیاد کن عقوبتش را دو چندان در آتش (۶۱) و گفتند چیست ما را که نمی‌بینیم مردانی را که بودیم می‌شمردیمشان از شریران (۶۲) آیا گرفتیم ایشان را باستهزا یا کردید از ایشان دیدها (۶۳) بدرستی که این هر آینه راست است که منازعه اهل آتش است (۶۴)
۳
یاد ز اسماعیل کن هم ز اَلْیَسَعباز ذوالکِفل اعظم اهل ورع
۴
برگزیده جمله بودند این کسانذکر نیک از حق بودشان در جهان
صفحهٔ ۱ از ۹
در حال بازیابی جای مطالعه…متن شعر در گنجور
خلوت سه‌گاهسه‌تار · Leyth