شعر را زندگی کن
خلوتی با صفی علیشاه

۵- آیات ۱۹ تا ۲۲

۳۹- سوره الزمر

❧
هوَ الحَبیببه نام آن‌که جان را فکرت آموخت
❧
❦
۱
أَ فَمَنْ حَقَّ عَلَیْهِ کَلِمَةُ اَلْعَذٰابِ أَ فَأَنْتَ تُنْقِذُ مَنْ فِی اَلنّٰارِ (۱۹) لٰکِنِ اَلَّذِینَ اِتَّقَوْا رَبَّهُمْ لَهُمْ غُرَفٌ مِنْ فَوْقِهٰا غُرَفٌ مَبْنِیَّةٌ تَجْرِی مِنْ تَحْتِهَا اَلْأَنْهٰارُ وَعْدَ اَللّٰهِ لاٰ یُخْلِفُ اَللّٰهُ اَلْمِیعٰادَ (۲۰) أَ لَمْ تَرَ أَنَّ اَللّٰهَ أَنْزَلَ مِنَ اَلسَّمٰاءِ مٰاءً فَسَلَکَهُ یَنٰابِیعَ فِی اَلْأَرْضِ ثُمَّ یُخْرِجُ بِهِ زَرْعاً مُخْتَلِفاً أَلْوٰانُهُ ثُمَّ یَهِیجُ فَتَرٰاهُ مُصْفَرًّا ثُمَّ یَجْعَلُهُ حُطٰاماً إِنَّ فِی ذٰلِکَ لَذِکْریٰ لِأُولِی اَلْأَلْبٰابِ (۲۱) أَ فَمَنْ شَرَحَ اَللّٰهُ صَدْرَهُ‌ لِلْإِسْلاٰمِ فَهُوَ عَلیٰ نُورٍ مِنْ رَبِّهِ فَوَیْلٌ لِلْقٰاسِیَةِ قُلُوبُهُمْ مِنْ ذِکْرِ اَللّٰهِ أُولٰئِکَ فِی ضَلاٰلٍ مُبِینٍ (۲۲)
۲
آیا پس آنکه لازم شد بر او سخن عذاب آیا پس تو نجات می‌دهی آن را که باشد در آتش (۱۹) لیکن آنان که ترسیدند از پروردگارشان برای ایشانست غرفه‌هایی که از بالای آنهاست غرفه‌هائیست بنا کرده شده که می‌رود از زیر آنها نهرها وعده دادن خدا خلاف نمی‌کند خدا وعده را (۲۰) آیا نه بینی که خدا فرو فرستاد از آسمان آب را پس روان گردانید آن را چشمه‌ها در زمین پس بیرون آورد بآن کشتی را که مختلف است اصنافش پس خشک می‌شود پس بینی آن را زرد شده پس می‌گرداند آن را شکسته ریزها بدرستی که در آن هر آینه پندیست مر صاحبان خردها را (۲۱) آیا پس کسی که گشادگی داد خدا سینه‌اش را برای اسلام پس اوست بر نوری از پروردگارش پس وای بر آنان که سخت است دلهای ایشان از یاد خدا آنهااند در گمراهی روشن (۲۲)
۳
آن کسی آیا که واجب شد بر اوقول تهدید عذاب ایضاً له
۴
پس تو آیا می رهانی ز آتششکرده چون دست قضاء آتش کشش
صفحهٔ ۱ از ۸
در حال بازیابی جای مطالعه…متن شعر در گنجور
خلوت سه‌گاهسه‌تار · Leyth