شعر را زندگی کن
خلوتی با صفی علیشاه

۳- آیات ۱۷ تا ۲۷

۵۰- سوره ق

❧
هوَ الحَبیببه نام آن‌که جان را فکرت آموخت
❧
❦
۱
إِذْ یَتَلَقَّی اَلْمُتَلَقِّیٰانِ عَنِ اَلْیَمِینِ وَ عَنِ اَلشِّمٰالِ قَعِیدٌ (۱۷) مٰا یَلْفِظُ مِنْ قَوْلٍ إِلاّٰ لَدَیْهِ رَقِیبٌ عَتِیدٌ (۱۸) وَ جٰاءَتْ سَکْرَةُ اَلْمَوْتِ بِالْحَقِّ ذٰلِکَ مٰا کُنْتَ مِنْهُ تَحِیدُ (۱۹) وَ نُفِخَ فِی اَلصُّورِ ذٰلِکَ یَوْمُ اَلْوَعِیدِ (۲۰) وَ جٰاءَتْ کُلُّ نَفْسٍ مَعَهٰا سٰائِقٌ وَ شَهِیدٌ (۲۱) لَقَدْ کُنْتَ فِی غَفْلَةٍ مِنْ هٰذٰا فَکَشَفْنٰا عَنْکَ غِطٰاءَکَ فَبَصَرُکَ اَلْیَوْمَ حَدِیدٌ (۲۲) وَ قٰالَ قَرِینُهُ هٰذٰا مٰا لَدَیَّ عَتِیدٌ (۲۳) أَلْقِیٰا فِی جَهَنَّمَ‌ کُلَّ کَفّٰارٍ عَنِیدٍ (۲۴) مَنّٰاعٍ لِلْخَیْرِ مُعْتَدٍ مُرِیبٍ (۲۵) اَلَّذِی جَعَلَ مَعَ اَللّٰهِ إِلٰهاً آخَرَ فَأَلْقِیٰاهُ فِی اَلْعَذٰابِ اَلشَّدِیدِ (۲۶) قٰالَ قَرِینُهُ رَبَّنٰا مٰا أَطْغَیْتُهُ وَ لٰکِنْ کٰانَ فِی ضَلاٰلٍ بَعِیدٍ (۲۷)
۲
هنگامی که فرا گیرند آن دو فراگیرنده که از راست و از چپ نشسته (۱۷) بیرون نیفکند از ذهن هیچ سخنی جز که نزد اوست نگهبانی آماده (۱۸) و آمد بیهوشی مرگ بحق اینست آنچه بودی که از آن می‌گریختی (۱۹) و دمیده شد در صور اینست روز وعید (۲۰) و آمد هر نفسی با اوست راننده و شاهدی بتحقیق (۲۱) بودی در بیخبری از این پس برانداختیم از تو پرده ترا پس دیده است امروز تیز است (۲۲) و گفت رفیقش اینست آنچه نزد من آماده است (۲۳) بیندازید در جهنم هر ناسپاس عنادکننده (۲۴) منع کننده مر خیری را تعدی‌کننده شک‌آورنده (۲۵) آنکه گردانید با خدا الهی دیگر پس بیندازیدش در عذاب سخت (۲۶) گفت رفیقش پروردگار ما طاعتی نکردم او را و لیکن بود در گمراهی دور (۲۷)
۳
اندر آن حین که فرا گیرندشاندو فرشته از فرا گیرندگان
۴
وآن دو باشد از یمین و از شمالنزدشان بنشسته بر ضبط فعال
صفحهٔ ۱ از ۶
در حال بازیابی جای مطالعه…متن شعر در گنجور
خلوت سه‌گاهسه‌تار · Leyth