خلوتی با صفی علیشاه
۳- آیات ۲۹ تا ۴۰
۵۲- سوره الطّور
❧
هوَ الحَبیببه نام آنکه جان را فکرت آموخت
❧❦
۱
فَذَکِّرْ فَمٰا أَنْتَ بِنِعْمَةِ رَبِّکَ بِکٰاهِنٍ وَ لاٰ مَجْنُونٍ (۲۹) أَمْ یَقُولُونَ شٰاعِرٌ نَتَرَبَّصُ بِهِ رَیْبَ اَلْمَنُونِ (۳۰) قُلْ تَرَبَّصُوا فَإِنِّی مَعَکُمْ مِنَ اَلْمُتَرَبِّصِینَ (۳۱) أَمْ تَأْمُرُهُمْ أَحْلاٰمُهُمْ بِهٰذٰا أَمْ هُمْ قَوْمٌ طٰاغُونَ (۳۲) أَمْ یَقُولُونَ تَقَوَّلَهُ بَلْ لاٰ یُؤْمِنُونَ (۳۳) فَلْیَأْتُوا بِحَدِیثٍ مِثْلِهِ إِنْ کٰانُوا صٰادِقِینَ (۳۴) أَمْ خُلِقُوا مِنْ غَیْرِ شَیْءٍ أَمْ هُمُ اَلْخٰالِقُونَ (۳۵) أَمْ خَلَقُوا اَلسَّمٰاوٰاتِ وَ اَلْأَرْضَ بَلْ لاٰ یُوقِنُونَ (۳۶) أَمْ عِنْدَهُمْ خَزٰائِنُ رَبِّکَ أَمْ هُمُ اَلْمُصَیْطِرُونَ (۳۷) أَمْ لَهُمْ سُلَّمٌ یَسْتَمِعُونَ فِیهِ فَلْیَأْتِ مُسْتَمِعُهُمْ بِسُلْطٰانٍ مُبِینٍ (۳۸) أَمْ لَهُ اَلْبَنٰاتُ وَ لَکُمُ اَلْبَنُونَ (۳۹) أَمْ تَسْئَلُهُمْ أَجْراً فَهُمْ مِنْ مَغْرَمٍ مُثْقَلُونَ (۴۰)
۲
پس پند ده پس نیستی تو بنعمة پروردگارت غیب گوی بدون وحی و نه دیوانه (۲۹) بلکه میگویند شاعریست که انتظار میبریم باو حادثه روزگار را (۳۰) بگو منتظر باشید پس بدرستی که من با شما از منتظرانم (۳۱) یا امر میکند ایشان را خودهاشان باین یا ایشانند گروهی زیاده روان (۳۲) یا میگویند بر بافت آن را بلکه ایمان نمیآوردند (۳۳) پس باید بیاورند کلامی مانند آن اگر هستید راستگویان (۳۴) یا آفریده شدند از غیر چیزی یا ایشانند آفرینندگان (۳۵) یا آفریدند آسمانها و زمین را بلکه یقین نمیکنند (۳۶) یا نزد ایشانند خزینهای پروردگار تو یا ایشانند تسلط دارندگان (۳۷) یا مر ایشانراست نردبانی که گوش میکنند در آن پس باید که بیاورد شنونده ایشان حجتی واضح (۳۸) یا مر او راست دختران و مر شما راست پسران (۳۹) یا میخواهی از ایشان مزدی پس ایشانند از التزام نادان ناحقی گرانبارشدگان (۴۰)
۳
پند ده پس ای رسول محترمباش هم در کار خود ثابت قدم
۴
نیستی بر نعمت پروردگارکاهن و مجنون تو ای کامل عیار
صفحهٔ ۱ از ۸