خلوتی با صفی علیشاه
۵- آیات ۵۱ تا ۵۲
۶۸- سوره القلم
❧
هوَ الحَبیببه نام آنکه جان را فکرت آموخت
❧❦
۱
وَ إِنْ یَکٰادُ اَلَّذِینَ کَفَرُوا لَیُزْلِقُونَکَ بِأَبْصٰارِهِمْ لَمّٰا سَمِعُوا اَلذِّکْرَ وَ یَقُولُونَ إِنَّهُ لَمَجْنُونٌ (۵۱) وَ مٰا هُوَ إِلاّٰ ذِکْرٌ لِلْعٰالَمِینَ (۵۲)
۲
بدرستی که نزدیک بود آنان که کافر شدند هر آینه بزنند ترا بچشمهایشان چون شنیدند ذکر را و میگویند اینکه او دیوانه است (۵۱) و نیست او مگر پندی مر جهانیان را (۵۲)
۳
مرد بد چشمی بُد از قوم اسدمردمان را داد رنج از چشم بد
۴
مر و را بردند نزد مصطفی (ص)کش ز چشم بد در اندازد ز پا
صفحهٔ ۱ از ۵