شعر را زندگی کن
خلوتی با صفی علیشاه

۳- آیات ۳۴ تا ۵۲

۶۹- سوره الحاقّه

❧
هوَ الحَبیببه نام آن‌که جان را فکرت آموخت
❧
❦
۱
وَ لاٰ یَحُضُّ عَلیٰ طَعٰامِ اَلْمِسْکِینِ (۳۴) فَلَیْسَ لَهُ اَلْیَوْمَ هٰاهُنٰا حَمِیمٌ (۳۵) وَ لاٰ طَعٰامٌ إِلاّٰ مِنْ غِسْلِینٍ‌ (۳۶) لاٰ یَأْکُلُهُ إِلاَّ اَلْخٰاطِؤُنَ (۳۷) فَلاٰ أُقْسِمُ بِمٰا تُبْصِرُونَ (۳۸) وَ مٰا لاٰ تُبْصِرُونَ (۳۹) إِنَّهُ لَقَوْلُ رَسُولٍ کَرِیمٍ (۴۰) وَ مٰا هُوَ بِقَوْلِ شٰاعِرٍ قَلِیلاً مٰا تُؤْمِنُونَ (۴۱) وَ لاٰ بِقَوْلِ کٰاهِنٍ قَلِیلاً مٰا تَذَکَّرُونَ (۴۲) تَنْزِیلٌ مِنْ رَبِّ اَلْعٰالَمِینَ (۴۳) وَ لَوْ تَقَوَّلَ عَلَیْنٰا بَعْضَ اَلْأَقٰاوِیلِ (۴۴) لَأَخَذْنٰا مِنْهُ بِالْیَمِینِ (۴۵) ثُمَّ لَقَطَعْنٰا مِنْهُ اَلْوَتِینَ (۴۶) فَمٰا مِنْکُمْ مِنْ أَحَدٍ عَنْهُ حٰاجِزِینَ (۴۷) وَ إِنَّهُ لَتَذْکِرَةٌ لِلْمُتَّقِینَ (۴۸) وَ إِنّٰا لَنَعْلَمُ أَنَّ مِنْکُمْ مُکَذِّبِینَ (۴۹) وَ إِنَّهُ لَحَسْرَةٌ عَلَی اَلْکٰافِرِینَ (۵۰) وَ إِنَّهُ لَحَقُّ اَلْیَقِینِ (۵۱) فَسَبِّحْ بِاسْمِ رَبِّکَ اَلْعَظِیمِ (۵۲)
۲
و رغبت نمی‌داشت بر طعام دادن فقیر (۳۴) پس نیست مر او را امروز این جا خویشی (۳۵) و نه خوراکی مگر از چرک و جراحت (۳۶) نمی‌خورد او را مگر گناهکاران (۳۷) پس سوگند یاد نمی‌کنم بآنچه می‌بینید (۳۸) و آنچه نمی‌بینید (۳۹) بدرستی که آن سخن رسولی است کریم (۴۰) و نیست آن سخن شاعر اندکی که نمی‌گروید (۴۱) و نه سخن غیب‌گویی بیوحی اندکی تفکر نمی‌کنند (۴۲) فرو فرستادنی است از پروردگار عالمیان (۴۳) و اگر فرار کند بر ما بعض سخنان (۴۴) هر آینه بگیریم از او دست راست او (۴۵) پس هر آینه قطع نمائیم از او رگ گردن را (۴۶) پس نباشد از شما هیچ احدی از آن منع‌کنندگان (۴۷) و بدرستی که او هر آینه پندیست برای پرهیزکاران (۴۸) و بدرستی که ما می‌دانیم که از تکذیب‌کنندگان (۴۹) و بدرستی که آن حسرتیست بر کافران (۵۰) و اوست هر آینه حق و یقین (۵۱) پس تسبیح گو بنام پروردگار خود که بزرگ است (۵۲)
۳
می نکردی هیچ تحریص این گدامردمان را بر طعام بینوا
۴
نیست پس او را هم امروز این مقامحامی و خویشی نه چیزی از طعام
صفحهٔ ۱ از ۶
در حال بازیابی جای مطالعه…متن شعر در گنجور
خلوت سه‌گاهسه‌تار · Leyth