شعر را زندگی کن
خلوتی با صفی علیشاه

۱- آیات ۱ تا ۱۸

۷۰- سوره المعارج

❧
هوَ الحَبیببه نام آن‌که جان را فکرت آموخت
❧
❦
۱
بسم االله الرحمن الرحیم
۲
سَأَلَ سٰائِلٌ بِعَذٰابٍ وٰاقِعٍ (۱) لِلْکٰافِرینَ لَیْسَ لَهُ دٰافِعٌ (۲) مِنَ اَللّٰهِ ذِی اَلْمَعٰارِجِ (۳) تَعْرُجُ اَلْمَلاٰئِکَةُ وَ اَلرُّوحُ إِلَیْهِ فِی یَوْمٍ کٰانَ مِقْدٰارُهُ خَمْسِینَ أَلْفَ سَنَةٍ (۴) فَاصْبِرْ صَبْراً جَمِیلاً (۵) إِنَّهُمْ یَرَوْنَهُ بَعِیداً (۶) وَ نَرٰاهُ قَرِیباً (۷) یَوْمَ تَکُونُ اَلسَّمٰاءُ کَالْمُهْلِ (۸) وَ تَکُونُ اَلْجِبٰالُ کَالْعِهْنِ (۹) وَ لاٰ یَسْئَلُ حَمِیمٌ حَمِیماً (۱۰) یُبَصَّرُونَهُمْ یَوَدُّ اَلْمُجْرِمُ لَوْ یَفْتَدِی مِنْ عَذٰابِ یَوْمِئِذٍ بِبَنِیهِ (۱۱) وَ صٰاحِبَتِهِ وَ أَخِیهِ (۱۲) وَ فَصِیلَتِهِ اَلَّتِی تُؤْوِیهِ (۱۳) وَ مَنْ فِی اَلْأَرْضِ جَمِیعاً ثُمَّ یُنْجِیهِ (۱۴) کَلاّٰ إِنَّهٰا لَظیٰ (۱۵) نَزّٰاعَةً لِلشَّویٰ (۱۶) تَدْعُوا مَنْ أَدْبَرَ وَ تَوَلّٰی (۱۷) وَ جَمَعَ فَأَوْعیٰ (۱۸)
۳
بنام خداوند بخشاینده مهربان
۴
سؤال کرد سؤال کننده عذابی را که بوقوع آینده است (۱) برای کافران نیست مر او را دفع‌کننده (۲) از خدای صاحب معارج (۳) عروج می‌کند ملائکه و روح بسوی او در روزی که هست قدرش پنجاه هزار سال (۴) پس صبر کن صبر نیکو (۵) بدرستی که ایشان می‌بینند او را دور (۶) و ما می‌بینیم او را نزدیک (۷) روزی که می‌باشد آسمان چون فلز گداخته (۸) و می‌شود کوه‌ها چون پشم (۹) و نپرسد نزدیکی از نزدیکی (۱۰) بینا کرده شوند ایشان دوست دارد گناهکار که کاش خدا می‌داد از عذاب روز چنین پسرش را (۱۱) و زنش را و برادرش را (۱۲) و خویشانش را که جای داده باشند (۱۳) و آنکه در زمین است همگی پس سامانی دهد (۱۴) نه چنانست بدرستی که آن را زبانه‌ایست خالص از دود (۱۵) بسیار کشنده پوست سرشان را (۱۶) مر اطراف را می‌خواند آن را که پشت و رو بگردانید ازو (۱۷) جمع کرد پس انداخت در جایی (۱۸)
صفحهٔ ۱ از ۹
در حال بازیابی جای مطالعه…متن شعر در گنجور
خلوت سه‌گاهسه‌تار · Leyth