شعر را زندگی کن
خلوتی با صفی علیشاه

۱- آیات ۱ تا ۱۵

۷۵- سوره القيامة

❧
هوَ الحَبیببه نام آن‌که جان را فکرت آموخت
❧
❦
۱
بسم االله الرحمن الرحیم
۲
لاٰ أُقْسِمُ بِیَوْمِ اَلْقِیٰامَةِ (۱) وَ لاٰ أُقْسِمُ بِالنَّفْسِ اَللَّوّٰامَةِ (۲) أَ یَحْسَبُ اَلْإِنْسٰانُ أَلَّنْ نَجْمَعَ عِظٰامَهُ (۳) بَلیٰ‌ قٰادِرِینَ عَلیٰ أَنْ نُسَوِّیَ بَنٰانَهُ (۴) بَلْ یُرِیدُ اَلْإِنْسٰانُ لِیَفْجُرَ أَمٰامَهُ (۵) یَسْئَلُ أَیّٰانَ یَوْمُ اَلْقِیٰامَةِ (۶) فَإِذٰا بَرِقَ اَلْبَصَرُ (۷) وَ خَسَفَ اَلْقَمَرُ (۸) وَ جُمِعَ اَلشَّمْسُ وَ اَلْقَمَرُ (۹) یَقُولُ اَلْإِنْسٰانُ یَوْمَئِذٍ أَیْنَ اَلْمَفَرُّ (۱۰) کَلاّٰ لاٰ وَزَرَ (۱۱) إِلیٰ رَبِّکَ یَوْمَئِذٍ اَلْمُسْتَقَرُّ (۱۲) یُنَبَّؤُا اَلْإِنْسٰانُ یَوْمَئِذٍ بِمٰا قَدَّمَ وَ أَخَّرَ (۱۳) بَلِ اَلْإِنْسٰانُ عَلیٰ نَفْسِهِ بَصِیرَةٌ (۱۴) وَ لَوْ أَلْقیٰ مَعٰاذِیرَهُ (۱۵)
۳
بنام خداوند بخشنده مهربان
۴
سوگند یاد نمی‌کنم بروز قیامت (۱) و سوگند یاد نمی‌کنم بنفس ملامت‌کننده (۲) آیا می‌پندارد انسان که جمع نخواهیم کرد استخوانهایش را (۳) آری تواناییم بر اینکه راست کنیم انگشتهایش را (۴) بلکه می‌خواهد انسان که کار بد کند در پیش آمدش (۵) می‌پرسد که کی باشد روز قیامت (۶) پس چون خیره شود چشم (۷) و تیره گردد ماه (۸) و جمع شود آفتاب و ماه (۹) گوید انسان آن روز کجاست گریزگاه (۱۰) نه چنین است نیست پناهی (۱۱) بسوی پروردگار تو در آن روز جای قرار (۱۲) خبر داده شود انسان در آن روز بآنچه فرستادید و باز پس داشتند (۱۳) بلکه انسان بر خودش بیناست (۱۴) و اگر چه القا کند عذرهایش را (۱۵)
صفحهٔ ۱ از ۶
در حال بازیابی جای مطالعه…متن شعر در گنجور
خلوت سه‌گاهسه‌تار · Leyth