شعر را زندگی کن
خلوتی با صفی علیشاه

۱- آیات ۱ تا ۲۰

۹۰- سوره البلد

❧
هوَ الحَبیببه نام آن‌که جان را فکرت آموخت
❧
❦
۱
بسم االله الرحمن الرحیم
۲
لاٰ أُقْسِمُ بِهٰذَا اَلْبَلَدِ (۱) وَ أَنْتَ حِلٌّ بِهٰذَا اَلْبَلَدِ (۲) وَ وٰالِدٍ وَ مٰا وَلَدَ (۳) لَقَدْ خَلَقْنَا اَلْإِنْسٰانَ فِی کَبَدٍ (۴) أَ یَحْسَبُ أَنْ لَنْ یَقْدِرَ عَلَیْهِ أَحَدٌ (۵) یَقُولُ أَهْلَکْتُ مٰالاً لُبَداً (۶) أَ یَحْسَبُ أَنْ لَمْ یَرَهُ أَحَدٌ (۷) أَ لَمْ نَجْعَلْ لَهُ عَیْنَیْنِ (۸) وَ لِسٰاناً وَ شَفَتَیْنِ (۹) وَ هَدَیْنٰاهُ اَلنَّجْدَیْنِ (۱۰) فَلاَ اِقْتَحَمَ اَلْعَقَبَةَ (۱۱) وَ مٰا أَدْرٰاکَ مَا اَلْعَقَبَةُ (۱۲) فَکُّ رَقَبَةٍ (۱۳) أَوْ إِطْعٰامٌ فِی یَوْمٍ ذِی مَسْغَبَةٍ (۱۴) یَتِیماً ذٰا مَقْرَبَةٍ (۱۵) أَوْ مِسْکِیناً ذٰا مَتْرَبَةٍ (۱۶) ثُمَّ کٰانَ مِنَ اَلَّذِینَ آمَنُوا وَ تَوٰاصَوْا بِالصَّبْرِ وَ تَوٰاصَوْا بِالْمَرْحَمَةِ (۱۷) أُولٰئِکَ أَصْحٰابُ اَلْمَیْمَنَةِ (۱۸) وَ اَلَّذِینَ کَفَرُوا بِآیٰاتِنٰا هُمْ أَصْحٰابُ اَلْمَشْأَمَةِ (۱۹) عَلَیْهِمْ نٰارٌ مُؤْصَدَةٌ (۲۰)
۳
بنام خداوند بخشاینده مهربان
۴
سوگند یاد می‌کنیم باین شهر (۱) و تو مقیمی در این شهر (۲) و پدر و آنچه زاد (۳) که بتحقیق که آفریدیم انسان را در رنج (۴) آیا می‌پندارد که هرگز قادر نمی‌باشد بر او احدی (۵) می‌گوید ضایع کردم مالی انبوه (۶) آیا می‌پندارد که ندید او را احدی (۷) آیا نگردانیدیم مر او را دو چشم (۸) و زبان و دو لب (۹) و هدایت کردیمش در جای بلند (۱۰) پس در نیامد ببلندی گردنگاه (۱۱) و چه چیز دانا کرد ترا که چیست بلندی گردنگاه (۱۲) رهانیدن کردنیست (۱۳) یا خورانیدن در روزی که صاحب گرسنگی است (۱۴) یتیمی را که صاحب قرابتی است (۱۵) یا درمانده را که صاحب احتیاج است (۱۶) پس باشد از آنان که ایمان آوردند و وصیت بهم کردند بصبر و وصیت به هم کردند به مهربانی (۱۷) آنهایند یاران دست راست (۱۸) و آنان که کافر شدند بآیتهای ما ایشانند یاران دست چپ (۱۹) بر ایشان است آتشی سرپوشیده (۲۰)
صفحهٔ ۱ از ۸
در حال بازیابی جای مطالعه…متن شعر در گنجور
خلوت سه‌گاهسه‌تار · Leyth