شعر را زندگی کن
خلوتی با ایرانشان

بخش ۲۵ - داستان سه فرزانه

داستان اندر لشکر آراستن شاه بهمن به رزم فرامرز به کین اسفندیار

❧
هوَ الحَبیببه نام آن‌که جان را فکرت آموخت
❧
❦
۱
یکی داستانی نکو درخورستکه دانش فراوان بدو اندرست
۲
سه فرزانه بودند جایی بهمنشسته ز گردون گَردان به غم
۳
یکی گفت ازین رای باریک منبَتر نیست از درد نزدیک من
۴
همه دردمندی شود خیره گویبود بی‌گمانیش مرگ آرزوی
صفحهٔ ۱ از ۲۶
در حال بازیابی جای مطالعه…متن شعر در گنجور
خلوت سه‌گاهسه‌تار · Leyth