خلوتی با اثیر اخسیکتی
شمارهٔ ۱۹۵
غزلیات
❧
هوَ الحَبیببه نام آنکه جان را فکرت آموخت
❧❦
۱
بر آن کس که کمتر ز سگ باد پیشتچرا شیر طاقی کند چشم میشت
۲
رخت، عهد دلها، از آن داد فتویبه فرمان من غمزه جور کیشت
۳
به صد ساله ره، خون عاشق بریزیحقیقت تو ماهی و عشاق خیشت
۴
امیر بتانی تو چون شحنه بدچه بیگانه در جور کردن چه خویشت
صفحهٔ ۱ از ۳