شعر را زندگی کن
خلوتی با اشراق بیرجندی

شمارهٔ ۱۴

غزلیات

❧
هوَ الحَبیببه نام آن‌که جان را فکرت آموخت
❧
❦
۱
ز آب عارضت گلزارها از آب و رنگ افتدچو لعل دلفریبت کی دهان غنچه تنگ افتد
۲
فرنگی زاده ای زیبانگاری شعله رخساریچه آتش پاره ای هستی که آتش در فرنگ افتد
۳
جهانی را کند یغما صف مژگان خون ریزشچو با عشاق چشم رهزنت را عزم جنگ افتد
۴
رسانم دست بر حور و قصور و روضه رضواناگر دامان آن زیبا صنم روزی بجنگ افتد
صفحهٔ ۱ از ۲
در حال بازیابی جای مطالعه…متن شعر در گنجور
خلوت سه‌گاهسه‌تار · Leyth