خلوتی با فنودی
شمارهٔ ۲۲ - طبيب عشق
گزیدهٔ اشعار
❧
هوَ الحَبیببه نام آنکه جان را فکرت آموخت
❧❦
۱
که گفت عاشق زارت ز غم شکیبا شددروغ گفت که صبر از غمش به یغما شد
۲
بیا به دیدهٔ پر آب من مشاهده کنکه در فراق تو از اشک رشک دریا شد
۳
به چاره سازی و درمان درد درماندطبیب عشق اگر فی المثل مسیحا شد
۴
به کنج خلوت ما ره نمی بری زاهدکجا مقام مگس آشیان عنقا شد
صفحهٔ ۱ از ۲