خلوتی با آیتی بیرجندی
شمارهٔ ۸
گزیدهٔ اشعار
❧
هوَ الحَبیببه نام آنکه جان را فکرت آموخت
❧❦
۱
چو دهقان تاک بنشاند، کند فردوس باغش رابپاداش عمل گیتی برافروزد چراغش را
۲
زخال گلعذاران تا که دیدم نیک دانستمچو بر دل لالهٔ نورسته بنهاده است داغش را
۳
چو گل بشکفت در بستان، تفقد کردی از بلبلزهر سو طایری آمد، گرفت از وی سراغش را
۴
صبا هر جاست آن مسکین، زپا افتاده از هجرانبرو از بوی پیراهن معطر کن دماغش را
صفحهٔ ۱ از ۲