خلوتی با جنید شیرازی
شمارهٔ ۴
غزلیات
❧
هوَ الحَبیببه نام آنکه جان را فکرت آموخت
❧❦
۱
دلم بسوخت ز فکرت دوای دل ز که جویمتنم گداخت در این غصه حال پیش که جویم
۲
جهان پر آب حیات است و بینصیب من از ویدریغ و درد که لبتشنه بر کناره جویم
۳
گرم خدای بپرسد که عمر صرف چه کردیکدام عذر بگویم کدام چاره بجویم
۴
گذشت روز جوانی و هیچ کار نکردیمکه آن وسیلت قربی بود به حضرت اویم
صفحهٔ ۱ از ۳