خلوتی با جنید شیرازی
شمارهٔ ۲۲
غزلیات
❧
هوَ الحَبیببه نام آنکه جان را فکرت آموخت
❧❦
۱
سالها خاک ره عشق به مژگان رفتیمتا شبی در حرم وصل تو خوشدل خفتیم
۲
اشک خون بر دل ما گشت روان بسیاریتا به الماس بیان گوهر معنی سفتیم
۳
سروری میطلبی خاک ره مردان باشبا تو ما این سخن از عالم باری گفتیم
۴
سخن راه روان است که گر نشناسیمجای آن است که از مقصد خود دور افتیم
صفحهٔ ۱ از ۲