خلوتی با جنید شیرازی
شمارهٔ ۲۹
غزلیات
❧
هوَ الحَبیببه نام آنکه جان را فکرت آموخت
❧❦
۱
دلم سپردم و هم جان و تن روانه اوستکه آفت دل و دین چشم جاودانه اوست
۲
تنم ز صحبت جانان اگر چه محروم استولی دلم ز مقیمان آستانه اوست
۳
اگر به وصل دلم ملک دل بسازد مستاگر خراب کند حاکم است و خانه اوست
۴
مگر بهانهای انگیزد آن نگار شبیکه روز هاست که دل در پی بهانه اوست
صفحهٔ ۱ از ۲