شعر را زندگی کن
خلوتی با جنید شیرازی

شمارهٔ ۳۲

غزلیات

❧
هوَ الحَبیببه نام آن‌که جان را فکرت آموخت
❧
❦
۱
هدهد ما دگر از ملک به ما می‌نرسدمردم از شوق ندانم که چرا می‌نرسد
۲
انتظار غم معشوق بلایی‌ست عظیمبه من عشق جز این رنج و بلا می‌نرسد
۳
هر شبی نوبت وصلی‌ست تو را با دگرینوبت خود به من بی‌سر و پا می‌نرسد
۴
دامن زلف تو در دست صبا می‌افتدبه صبا می‌رسد آری و به ما می‌نرسد
صفحهٔ ۱ از ۳
در حال بازیابی جای مطالعه…متن شعر در گنجور
خلوت سه‌گاهسه‌تار · Leyth