شعر را زندگی کن
خلوتی با جنید شیرازی

شمارهٔ ۴۲

غزلیات

❧
هوَ الحَبیببه نام آن‌که جان را فکرت آموخت
❧
❦
۱
حدیث عشق تو با کس نمی‌توان گفتنکه سر دوست نشاید به این و آن گفتن
۲
ز روی زرد من احوال درد من پیداستچو روشن است چه حاجت به هر زبان گفتن
۳
خوشا غمی که توان گفت پیش هم‌دردیمرا غمی‌ست که با کس نمی‌توان گفتن
۴
صبا ز دامن من محمل جمال او بنمایکه من مجال ندارم به سوز آن گفتن
صفحهٔ ۱ از ۳
در حال بازیابی جای مطالعه…متن شعر در گنجور
خلوت سه‌گاهسه‌تار · Leyth