خلوتی با جنید شیرازی
شمارهٔ ۵۴
غزلیات
❧
هوَ الحَبیببه نام آنکه جان را فکرت آموخت
❧❦
۱
میزند خنده و بازار شکر میشکندبه سخنهای چو در قدر گهر میشکند
۲
خون دل در جگر لاله سیرآب افکندآن که بر برگ سمن سنبل تر میشکند
۳
میدوم پیش سمندش که رکابش بوسماو عنان از من سودازده بر میشکند
۴
سر و برگ چمن آموختنش باز نماندپیش گفتار تو طوطی چو شکر میشکند
صفحهٔ ۱ از ۳