خلوتی با جنید شیرازی
شمارهٔ ۶۸
غزلیات
❧
هوَ الحَبیببه نام آنکه جان را فکرت آموخت
❧❦
۱
هزار جان گرامی فدای آن سحریکه باد صبح بیارد ز دوستان خبری
۲
در این به سر بردهام بسی شبهاکه بوی زلف تو از باد بشنوم سحری
۳
عجب مدار که از بوی یار زنده شویماگر به خاک عزیزانش اوفتد گذری
۴
هوای غیر تو یک ذره نیست در سر منکه مهر روی تو نتوان نهاد بر دگری
صفحهٔ ۱ از ۲