خلوتی با جنید شیرازی
شمارهٔ ۸۳
غزلیات
❧
هوَ الحَبیببه نام آنکه جان را فکرت آموخت
❧❦
۱
مرا شکیب ز معشوق و جام صهبا نیستاز آن میان برهیدیم و هیچ پروا نیست
۲
چنین شنیدهام از صوفیان کنج صفاکه هر که صاف نباشد دلش مصفا نیست
۳
به سلسبیل مده وعده من ای ساقیبیار می که مرا صبر تا به فردا نیست
۴
بهشت و حور و شراب طهور و عالم نوراگر نه با رخ یار است در خور ما نیست
صفحهٔ ۱ از ۲