شعر را زندگی کن
خلوتی با مجذوب تبریزی

شمارهٔ ۱۰

غزلیات

❧
هوَ الحَبیببه نام آن‌که جان را فکرت آموخت
❧
❦
۱
جلوه‌ای از قامتش تا دل تمنا می‌کندتا قیامت آرزو خون در دل ما می‌کند
۲
غمزه‌اش مستان‌رقم بر غارت جان می‌کشدخنده‌اش خون در دل خضر و مسیحا می‌کند
۳
زردی رخسار ما از راز دل پوشیده نیستجمله را اظهار و ما را صبر رسوا می‌کند
۴
غافل از تنهانشین بزم غم شاها مباشعیش عالم را به کام خویش تنها می‌کند
صفحهٔ ۱ از ۳
در حال بازیابی جای مطالعه…متن شعر در گنجور
خلوت سه‌گاهسه‌تار · Leyth