خلوتی با مجذوب تبریزی
شمارهٔ ۱۲
غزلیات
❧
هوَ الحَبیببه نام آنکه جان را فکرت آموخت
❧❦
۱
مرا هر دم به کویت شوق دل ناچار میآردنمیداند که بیتابی ملامت بار میآرد
۲
چه شد سودای عشقت برد از کف صبر و هوشم رادل آتشنهاد و دیدهٔ خونبار میآرد
۳
کدامین سرگذشت خویش را در نامه طی سازمجدایی بر سر عاشق بلا بسیار میآرد
۴
شب هجران مگو آخر ندارد صبر پیش آورکه آخر صبح وصلت مژده دیدار میآرد
صفحهٔ ۱ از ۳