خلوتی با مجذوب تبریزی
شمارهٔ ۲۲
غزلیات
❧
هوَ الحَبیببه نام آنکه جان را فکرت آموخت
❧❦
۱
دولت آن است که یارم ز در لطف در آیدقامتش بینم و کارم همه جا راست بیاید
۲
پرده بردار که در آینهای آن رخ زیبامطلب هر دو جهانم به نظر جلوه نماید
۳
رخ برافروخته گر شب تو هم از قصر برانیحاش لله که مه چاردهم با تو برآید
۴
نه همین لعل تو دارد اثر چشمه حیواندیدن قامت رعنای تو هم عقل فزاید
صفحهٔ ۱ از ۴