خلوتی با مجذوب تبریزی
شمارهٔ ۳۳
غزلیات
❧
هوَ الحَبیببه نام آنکه جان را فکرت آموخت
❧❦
۱
آن زمان کاین فتنهها در عالم ارواح بوددر دبستان جنون درسم هو الفتاح بود
۲
پیش از آن کز قعر دریا خاک دل آید به دستعشق هم دریا و هم توفان و هم ملاح بود
۳
آن زمان غواص دل بودم که با صد آب و تابگوهر یکدانهام در قلزم ارواح بود
۴
پیش از آن کز آب حیوان خضر یابد کام دلبزم روحم را خیال لعل جانان راح بود
صفحهٔ ۱ از ۳