شعر را زندگی کن
خلوتی با مجذوب تبریزی

شمارهٔ ۴۲

غزلیات

❧
هوَ الحَبیببه نام آن‌که جان را فکرت آموخت
❧
❦
۱
مژده ای دل که بهار آمد و گل پیدا شدبر جنون زن که دگر منزل ما صحرا شد
۲
می بدست آر و به گل‌گشت چمن مست خرامهر که در فصل چنین مست نشد رسوا شد
۳
واعظ افسانه مخوان روی بهار است و شرابخبرت نیست مگر کز سر ما سرما شد
۴
قامت سرو و رخ ماه نَبُرد از راهمآفت هوش من آن سرو قمرسیما شد
صفحهٔ ۱ از ۳
در حال بازیابی جای مطالعه…متن شعر در گنجور
خلوت سه‌گاهسه‌تار · Leyth