خلوتی با مجذوب تبریزی
شمارهٔ ۸۰
غزلیات
❧
هوَ الحَبیببه نام آنکه جان را فکرت آموخت
❧❦
۱
هیچ دل معشوق ما را رام نتوانست کردهیچ جا آن طفل شوخ آرام نتوانست کرد
۲
سرو لاف دلبری پر داشت اما در چمنهمرهی با سرو من یک گام نتوانست کرد
۳
هر کسی را در جهان توفیق کاری دادهاندکار فیض صبحدم را شام نتوانست کرد
۴
عشق باید تا دهد جان و ببوسد لعل یاربوالهوس این باده را در جام نتوانست کرد
صفحهٔ ۱ از ۳