شعر را زندگی کن
خلوتی با مجذوب تبریزی

شمارهٔ ۸۲

غزلیات

❧
هوَ الحَبیببه نام آن‌که جان را فکرت آموخت
❧
❦
۱
عمری اگر چه از من بیدل رمید یارشکر خدا که بر سرم آخر رسید یار
۲
انگشت میگزی تو ز انگشت و قفل ماهدر ها گشوده بهر تو با این کلید یار
۳
کفر است ناامید شدن از عطای دوستاین نکته را به گوش دو عالم کشید یار
۴
نومید چون شوم که تواند به نیم لطفدر هردو نشئه ساخت مرا رو‌سفید یار
صفحهٔ ۱ از ۳
در حال بازیابی جای مطالعه…متن شعر در گنجور
خلوت سه‌گاهسه‌تار · Leyth