شعر را زندگی کن
خلوتی با مجذوب تبریزی

شمارهٔ ۸۵

غزلیات

❧
هوَ الحَبیببه نام آن‌که جان را فکرت آموخت
❧
❦
۱
شبی به دیر مغانم فتاد راه نظرشدم به پیش که بینم به دیر چیست خبر
۲
شکفته مغبچه‌ای جام می به کف می‌گفتبیا که قوّت دل بخشد و صفای بصر
۳
نگاه کردم و چشمم به شعله‌ای افتادکه برق خرمن دل جَست از او به جای شرر
۴
گذار مرغ نگاهم فتاد تا به رُخشسمندری شد و زآتش برون نرفت دگر
صفحهٔ ۱ از ۵
در حال بازیابی جای مطالعه…متن شعر در گنجور
خلوت سه‌گاهسه‌تار · Leyth