خلوتی با مجذوب تبریزی
شمارهٔ ۸۸
غزلیات
❧
هوَ الحَبیببه نام آنکه جان را فکرت آموخت
❧❦
۱
حسن خوبان را حیا باید نگهبان ای پسراز حیا سرخ است دائم روی خوبان ای پسر
۲
با جمال عالمآرا دورگردی خوشنماستآفتاب از دور میگردد درخشان ای پسر
۳
صیقل آئینه آئینه رویان آبروستاین چراغ از آب میگردد فروزان ای پسر
۴
تا توانی رم کن از هر کس به جز مجذوب خویشرام مجنون باش چون وحشیغزالان ای پسر
صفحهٔ ۱ از ۳