شعر را زندگی کن
خلوتی با مجذوب تبریزی

شمارهٔ ۱۴۸

غزلیات

❧
هوَ الحَبیببه نام آن‌که جان را فکرت آموخت
❧
❦
۱
سروی به قامت تو در اشرف ندیده‌امماهی چو عارض تو به مصحف ندیده‌ام
۲
صف در برت کشیده هزار آفتاب و ماهدر مجمع ملائکه این صف ندیده‌ام
۳
این جاه و سلطنت به سلیمان نداده‌انداین عز و شأن ز شوکت آصف ندیده‌ام
۴
یاری گزیده‌ام که به دوران حسن اویک زاهدِ نداده دل از کف ندیده‌ام
صفحهٔ ۱ از ۳
در حال بازیابی جای مطالعه…متن شعر در گنجور
خلوت سه‌گاهسه‌تار · Leyth