شعر را زندگی کن
خلوتی با مجذوب تبریزی

شمارهٔ ۱۶۹

غزلیات

❧
هوَ الحَبیببه نام آن‌که جان را فکرت آموخت
❧
❦
۱
دل داده‌ایم و تحفه دردی گرفته‌ایمخون خورده‌ایم و چهره زردی گرفته‌ایم
۲
چون شکوه را تنعم ما کفر نشمردچهل سال شد که انس به دردی گرفته‌ایم
۳
خورشید و ماه را که سر از آسمان گذشتاز دفتر جمال تو فردی گرفته‌ایم
۴
سرگشته توییم و فلک پیش خیل ماستدر وادی جنون پی گردی گرفته‌ایم
صفحهٔ ۱ از ۳
در حال بازیابی جای مطالعه…متن شعر در گنجور
خلوت سه‌گاهسه‌تار · Leyth