خلوتی با مجذوب تبریزی
شمارهٔ ۱۸۴
غزلیات
❧
هوَ الحَبیببه نام آنکه جان را فکرت آموخت
❧❦
۱
کو همّت مردانهای تا از تمنا رم کنمچون کار این عالم شود تسخیر آن عالم کنم
۲
کو عشق مهرخسارهای کو شوق آتش پارهایتا با سرشک لالهگون خون در دل عالم کنم
۳
کو زلف آن ماه چگل کو آن بلای دین و دلتا خاطر مجموع را آشفته و درهم کنم
۴
کو دولتی تا یار و من مستان شویم اندر چمناو رو نهد بر روی گل من ناز بر شبنم کنم
صفحهٔ ۱ از ۴