شعر را زندگی کن
خلوتی با مجذوب تبریزی

شمارهٔ ۱۸۶

غزلیات

❧
هوَ الحَبیببه نام آن‌که جان را فکرت آموخت
❧
❦
۱
گردیده‌ام غبار و پناهی گرفته‌امبر طرف دامنی سر راهی گرفته‌ام
۲
در خاطرم شکست طلسمات آرزوستپیمانه هم از کف شاهی گرفته‌ام
۳
گنج قناعتم ز عنایات لطف اوستاین ملک را به تحفه آهی گرفته‌ام
۴
مَنعم مکن ز حلقه مستان سینه‌صافمن هم در این حصار پناهی گرفته‌ام
صفحهٔ ۱ از ۳
در حال بازیابی جای مطالعه…متن شعر در گنجور
خلوت سه‌گاهسه‌تار · Leyth