شعر را زندگی کن
خلوتی با مجذوب تبریزی

شمارهٔ ۲۳۴

غزلیات

❧
هوَ الحَبیببه نام آن‌که جان را فکرت آموخت
❧
❦
۱
سرگشته و پریشان تا کو به کو نگردیواقف ز راز این بحر چون آب جو نگردی
۲
خود را چنان که هستی باید که وانماییتا چون سرآب آخر بی‌آبرو نگردی
۳
یا با خدا چو ابلیس دانسته سرکشی کنیا همچو او مکن من تا همچو او نگردی
۴
در چهره سرخ‌رویی جوهر نمی‌نمایدبا خصم خود چو شمشیر تا روبرو نگردی
صفحهٔ ۱ از ۳
در حال بازیابی جای مطالعه…متن شعر در گنجور
خلوت سه‌گاهسه‌تار · Leyth